تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
ول کن جهان را...چایی ات یخ کرد!


هیچ چیز مقدس نیست...
نه مادر،
نه پدر،
نه پزشک،
نه معلم،
نه پوششی خاص،
نه حرف خاص،
نه زمان خاص،
نه مکان خاص،
نه لباس خاص،
نه هیچ چیز دیگر!


مقدس را که میچسبانیم تنگ چیزی؛ حق نقد، حق گلایه، حق شک، حق رشد، حق فکر،
حق هر آنچه که برای بهتر شدن نیاز است را از آن مسئله میگیریم!


مقدس را که میچسبانیم تنگ چیزی، مادر به پاس مقامش حق زندگی را از خود میگیرد و پر از بغض و مهرطلبی و هزار درد بی درمان میشود و فرزندی وابسته و هراسان تربیت میکند... که اگر او اینکار را نکند، ما میکنیم!
ما به پاس دادن اجباری مقامی مقدس، حق همه چیز را از او میگیریم!
حق اشتباه،
حق انتخاب،
حق زندگی...


مقدس را که میچسبانیم تنگ چیزی، پزشک خطایش را نمیپذیرد تا تقدسش لکه دار نشود و ما امکان خطاکار بودن پزشک را قبول نمیکنیم تا بت خطاکار نبودن فرو نریزد.
بعد میرویم میریزیم روی سرش و فحش پشت فحش،
توهین پشت توهین،
که مقدس بودن برایت بس است، پول دیگر برای چیست؟!


مقدس را که میچسبانیم تنگ چیزی؛
بر هیچ لباسی، هیچ کلامی، هیچ نکته ای، هیچ نقل قولی،
نقد روا نیست!
شک روا نیست!
نیاز به اثبات روا نیست!
نیاز به ارتقا و به روزی روا‌ نیست!
چرا که مقدس همیشه مقدس است،
همیشه مقدس میماند
و خواهد ماند!


مقدس را که میچسبانیم تنگ چیزی؛ خدا بودن را به او تحمیل میکنیم!
میگوییم تو خدایی،
خطا بر تو روا نیست!
او را،
و خودمان را،
در دره عمیق و ترس آوری رها میکنیم!


مقدس را بردارید از روی آدم ها،

از روی حرفها،
از روی مکان ها،
نشانه ها،
کلام ها؛
آنوقت بنشینید به فکر کردن، به نقد کردن، به اثبات کردن،
به زندگی کردن...

به هر آنچه در این دنیاست، حق حیات، حق رشد، حق رسیدن بدهید!

مقدس بودن را بردارید از این دنیا!
زندگی با همین انسان بودن هم جای قشنگی است!


نظرات (۵)

  • یاسمن مجیدی
    پنجشنبه ۱ شهریور ۹۷ , ۲۲:۵۵
    به متنت واقعا نمره ی بیست میشه داد 
    حتی منی که خودم از واژه مقدس استفاده میکنم(و البته خودم رو منع نمیکنم از نقد و فکر نکردن به اون ها،چه بسا بعد از تفکر اصلا از صفت مقدس برا یه چیز ممکنه استفاده کنم)
    اما واقعا متنت زیبا بود
    • author avatar
      سایه نویس
      ۲ شهریور ۹۷، ۰۰:۵۹
      خیلی خیلی ممنونم
      کامنتت کلی بهم انرژی داد ^__^
  • اله سار
    جمعه ۲ شهریور ۹۷ , ۱۳:۴۸
    بدون نقص و احسنت
  • Anis Anis
    چهارشنبه ۱۴ شهریور ۹۷ , ۰۰:۱۰
    دقیقا
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

من به نوشتن نیاز داشتم.
مثل یک مرض بود، یک مخدر، یک اجبار؛
ولی باز هم دوست نداشتم خودم را نویسنده بدانم.
شاید به خاطر این بود که نویسنده های زیادی دیده بودم که بیشتر از این که وقت برای نوشتن بگذارند وقتشان را صرف بی اعتبار کردن همدیگر می کردند، نق می زدند و همدیگر را سلاخی می کردند و پر از تکبر بودند.
آفریننده ما این هایند؟
همیشه همینطور بوده؟
شاید...
شاید نوشتن شکلی از نق زدن باشد.
بعضی ها بهتر از بقیه غُر می زنند.

چارلز بوکوفسکی

.........

یک کوچیده از بلاگفا که از شخصی ترین احساساتش مینویسد
لطفا اگر او را شناختید به روی خودتان نیاورید و رد شوید
بگذارید اینجا تا ابد "شخصی" بماند

.........