تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
ول کن جهان را...چایی ات یخ کرد!


۱. میگویم برویم خانه سرایداری
من کار میکنم، زمین میشورم اصلا
دانشگاه را مثل همین ترمی که گذشت میبوسم و میگذارم کنا‌ر و بی زجه بوره هر کار بشود میکنم تا خرجمان دربیاید 
به درک که شوهرت بی غیرت است
به درک که بود و نبودمان، بی سقف بودن و نبودنمان به هیچ ورش نیست
به درک که سرطان پایش را از روی گلویمان برنمیدارد
به درک که نای جنگیدن نداریم
به درک اصلا!

 

۲. دلم هوای مشهد کرده
میگویم کاش برویم مشهد
توی حرم بخوابیم اصلا
ولی بریم
برویم و بار سبک کنیم
حرف بزنیم 
اشک بریزیم

به خدا در این بی همدمی میترکیم ما
بغض خفه مان میکند بالاخره
گناه داریم
خیلی گناه داریم ما

 

۳. باید بروم تراپی
روزی ۵۰۰ بار با خودم تکرار میکنم که باید بروم تراپی
باید بروم و بگویم این تپش قلب لعنتی امانم را بریده
بگویم خرده شیشه های آن افسردگی ای که بدون هیچ کمکی شکست دادم، جایی میان بدنم گیر کرده و با هر تکانی زخمی ام میکند
باید بروم و بالاخره برای یکی‌ تعریف کنم که چه بر سرم آمده
چه ها کشیده ام و چه ها نکشیدم
تا بلکه کسی دستم را بگیرد و کمکم کند
باید این پول های لعنتی نداشته را روی هم بگذارم و بروم تراپی، 
بروم و برای روزهای آینده علاجی پیدا کنم! 
باید خودم را و روزهای آینده ام از این باتلاق نجات بدهم
باید

 


ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

من به نوشتن نیاز داشتم.
مثل یک مرض بود، یک مخدر، یک اجبار؛
ولی باز هم دوست نداشتم خودم را نویسنده بدانم.
شاید به خاطر این بود که نویسنده های زیادی دیده بودم که بیشتر از این که وقت برای نوشتن بگذارند وقتشان را صرف بی اعتبار کردن همدیگر می کردند، نق می زدند و همدیگر را سلاخی می کردند و پر از تکبر بودند.
آفریننده ما این هایند؟
همیشه همینطور بوده؟
شاید...
شاید نوشتن شکلی از نق زدن باشد.
بعضی ها بهتر از بقیه غُر می زنند.

چارلز بوکوفسکی

.........

یک کوچیده از بلاگفا که از شخصی ترین احساساتش مینویسد
لطفا اگر او را شناختید به روی خودتان نیاورید و رد شوید
بگذارید اینجا تا ابد "شخصی" بماند

.........