تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
ول کن جهان را...چایی ات یخ کرد!


کلاس پنجم بودم!
یادم نیس سر کدوم درس بود،
خانم ”ج” داشت از جنگ ایران و عراق می گفت که ازش پرسیدم: وقتی عراقیا این همه بلا سرمون آوردن، چرا هنوز باهاشون خوبیم؟
گفت: تا آخر عمر که نمیشه با کسی بد بود.
گفتم: پس چرا باید با آمریکا بد باشیم؟
یه نگاه بهم انداخت و با تندی گفت: اون فرق داره.
بعدشم صد بار نگفتم سوالایی که به درس ربطی نداره نپرسید؟!
و دیگه ادامه نداد.

اون روز، گذشت...
روزهای مثلِ اون هم.
من دیگه هیچوقت در مورد جنگ از هیچ احدی سوال نپرسیدم!
اما هنوزم که هنوزه وقتی یاد کوچه های خرمشهر و غربت مردمش میفتم، با خودم میگم:
یعنی اونا از کاراشون پشیمون شدن که بخشیدیمشون؟
یعنی اگه پاش برسه و دوباره تاریخ تکرار شه، دیگه نمیان به جنگمون؟



نظرات (۲)

  • جناب منزوی
    يكشنبه ۱ مهر ۹۷ , ۲۱:۳۴
    هیتلز جمله ای داره که می ترسم هم من و هم شما کلاً فیلتر بشیم، خصوصی عرض می کنم
  • یاسمن مجیدی
    سه شنبه ۳ مهر ۹۷ , ۱۸:۱۰
    شاید واسه اینکه عراق بعد از صدام با ما خوب شد.و آمریکا هرگز خوب نشد.شاید...
    البته من اصلا نمیفهمم چرا این اواخر دوباره برخی از کسبه ی عراق با مردم ایران،مردم مسافر، بد تا میکنن.ولی خب...حساب مردمش که جداست...مثل حساب مردم آمریکا که از ترامپ و باقی سیاسیونش جداست
    کاش برسه اون روز که همه با هم رفیقن...کاش ببینیم اون روز رو...یعنی میشه؟
    • author avatar
      سایه نویس
      ۱۴ مهر ۹۷، ۱۵:۳۸
      شایدم واسه اینکه این ها همه سیاسته!
      سیاستی که میگه اعراب و روسیه هرچقدر هم که حالا و گذشته بد کنن و بد باشن، باید باقی بمونن
      اما کشورهای دیگه نه!!

      پ.ن: آرزوتون چه قشنگ بود... به امید اون روز خوب!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

من به نوشتن نیاز داشتم.
مثل یک مرض بود، یک مخدر، یک اجبار؛
ولی باز هم دوست نداشتم خودم را نویسنده بدانم.
شاید به خاطر این بود که نویسنده های زیادی دیده بودم که بیشتر از این که وقت برای نوشتن بگذارند وقتشان را صرف بی اعتبار کردن همدیگر می کردند، نق می زدند و همدیگر را سلاخی می کردند و پر از تکبر بودند.
آفریننده ما این هایند؟
همیشه همینطور بوده؟
شاید...
شاید نوشتن شکلی از نق زدن باشد.
بعضی ها بهتر از بقیه غُر می زنند.

چارلز بوکوفسکی

.........

یک کوچیده از بلاگفا که از شخصی ترین احساساتش مینویسد
لطفا اگر او را شناختید به روی خودتان نیاورید و رد شوید
بگذارید اینجا تا ابد "شخصی" بماند

.........