تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
ول کن جهان را...چایی ات یخ کرد!


12-13 ساله بودم که وبلاگ نویسی را شروع کردم

با بلاگفا و یک گوشی کشویی که مادرم برایم خریده بود

در چندین دامنه مختلف و با اسم های مختلف نوشتم

آن وسط ها هم یک بار به پرشین بلاگ و یکی دو جای دیگر مهاجرت کردم که فضایشان جذبم نکرد و بی خیال شدم

بعد رفتم سراغ فیس بوک، لاین، اینستا و این اواخر کانال تلگرام

توی همه اشان نوشتم

از فیلم هایی که دیده بودم و کتاب هایی که خوانده بودم تا دغدغه های فرهنگی و اجتماعی و متن های ادبی

از همه چیز و همه کس مینوشتم

عشق به نوشتن، اگر چه با نثری مبتدی، در دلم خاموش نمیشود.

با فیلتر تلگرام و دردسرهای وی پی ان، دوباره برگشتم بلاگفا

دوباره شروع کردم و در همین بین اتفاقی به اینجا رسیدم

تصمیم گرفتم اینجا هم امتحان کنم

و این شد شروع دوباره ی من... تا بی محابا بنویسم و بنویسم و بنویسم...


نظرات (۳)

  • لیلا
    يكشنبه ۲۱ مرداد ۹۷ , ۱۹:۴۹
    قشنگ مینویسید
    همیشه بنویسید، حتی اگه کسی نخوند
    • author avatar
      سایه نویس
      ۲۱ مرداد ۹۷، ۲۱:۴۴
      چه کامنت دلچسبی! 
      قلبم از خوشی لبربز شد..
      مرسی ^__^
  • مرد مُفرد
    دوشنبه ۲۲ مرداد ۹۷ , ۲۳:۴۴
    نوشتن عشقه
    یک بلاگفایی سابق!
    • author avatar
      سایه نویس
      ۲۳ مرداد ۹۷، ۰۰:۰۳
      یه چیزی ورای عشق
      خوشبختم بلاگفایی جان :)

  • مرد مُفرد
    سه شنبه ۲۳ مرداد ۹۷ , ۱۸:۰۱
    زنده باشید
    شما را عشق و علاقه از شهر اصفهان دنبال می‌کنم!
    البته بنده خود اصفهانی نیستم متاسفانه یا خوشبختانه!
    قلمتان پایدار
    • author avatar
      سایه نویس
      ۲۵ مرداد ۹۷، ۱۷:۰۲
      باعث افتخار منه! همچنین! :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

من به نوشتن نیاز داشتم.
مثل یک مرض بود، یک مخدر، یک اجبار؛
ولی باز هم دوست نداشتم خودم را نویسنده بدانم.
شاید به خاطر این بود که نویسنده های زیادی دیده بودم که بیشتر از این که وقت برای نوشتن بگذارند وقتشان را صرف بی اعتبار کردن همدیگر می کردند، نق می زدند و همدیگر را سلاخی می کردند و پر از تکبر بودند.
آفریننده ما این هایند؟
همیشه همینطور بوده؟
شاید...
شاید نوشتن شکلی از نق زدن باشد.
بعضی ها بهتر از بقیه غُر می زنند.

چارلز بوکوفسکی

.........

یک کوچیده از بلاگفا که از شخصی ترین احساساتش مینویسد
لطفا اگر او را شناختید به روی خودتان نیاورید و رد شوید
بگذارید اینجا تا ابد "شخصی" بماند

.........